تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic ........................................ - ای کاش!!!!!

قبل از غذا (در فست فود)

تو فست فود به دختری که صندوق دار بود سفارش غذا دادم.

خانم لطف کنین یه سه تیکه (مرغ سوخاری) می خوام.

  الان آماده نداریم. باید صبر کنین.می یرین یا اینجا میل می کنین

صبر می کنم.می برم. فقط رون و بالای رون باشه. 

ببینم چی میشه .شاید بینش یه تیکه سینه باشه اشکال نداره؟

. نه من سینه نمی خورم.یعنی دوست ندارم. خندم گرفت گفتم البته سینه مرغ نمی خورم. خنده هر دو ما پایان سفارش  غذا بود.

بعد از غذا ( در خانه)

صدای امواج دریا رو میشنوم. کمتر از دویست متر با دریا فاصله دارم. به دور و برم نگاه می کنم.همه چیز سر جای خودشه.آیا من هم در حای درستی قرار دارم؟صدای ظبط را بلند می کنم

پای بگذار به اون راهی که فکر کنی بهترینی.که فقط فکر کنی بهترینی دست بردارو برو ول کن این غم ساغری...

آهنگ محبوبم است. قصد دارم بساط قلیان  را علم کنم. اینجا همه چیز هست و یک چیز نیست.!

ای دهر تو بخور این راه را کلا که ما نخواستیم داوری

بلند میشم می رم به طرف اینه . تعدای از موهای سرم سفید شده طبق معمول از دیدن خود ذوق می کنم. و همراه نامجو بلند فریاد میزنم

ای کاش داوری داوری داوری  داوری در کار بود.   کاشکی قضاوتی قضاوتی قضاوتی قضاوتی در کار بود

در روزنامه خواندم که طبقه نخبه نامجو گوش میدهد. به خود می بالم چون من نیز به جرگه  نخبه های کشور نایل گشتم اما مدرک من اصل است از دانشگاه آزاد است اما اصل است. !

برمیگردم به تابلوفرش مقابلم که رو به دیوار است نگاه می اندازم.یک سرخ پوست که بر اسبی نشسته و دستانش را به سوی آسمان بلند کرده در حالی که نگاهش به سمت بالا و در دست چوبی دارد که به نوک چوب پای عقاب وصل شده .او  با این هیبتش از اسمان چه می خواهد شاید از خدای اسمان چیزی بخواهد.نگاهش نگاه شکر گذاری نیست. شاید  او هم شکایتی دارد .شکایتی از جنس نامجو از جنس من از جنس هم فکران من

ای کاش داوری داوری داوری  داوری در کار بود.   کاشکی قضاوتی قضاوتی قضاوتی قضاوتی در کار بود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 21:21  توسط شباهنگ  |