تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic ........................................
داشتم تو سایتا اخبارو مرور می کردم .چشمم به این تیتر افتاد این تیتر مربوط میشه به مقاله ای که در یک روزنامه به چاپ رسیده. قسمتی از این مقاله به همراه کل نظراتی که کاربران سایت دادن را تو این پست قرار دادم.(  هدف تنها نمایش نظرات کاربران بوده و بس.)

...(ادامه مطلب )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 15:26  توسط شباهنگ  | 

دو هفته اقامت در بهترین هتل ایران با کباب مخصوص - پخش تصویر شما در تلویزیون های جهان - خرید رایگان از هاکوپیان - بلیط مجانی تهران لندن - دیدار با رییس جمهور همراه با دهها جوایز دیگر...

کافی است به آبهای ایران ۴۰۰متر تجاوز کنید!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 14:47  توسط شباهنگ  | 

لی یانگ ا متولد 31 ژانویه 1971 در سئول هنرمند معروف کره جنوبی است که طرفداران زیادی در کشورهای مختلف دارد مخصوصا در شرق و کشورهای جنوبی آسیا .
     زمانی که به عنوان مدل در تلویزیون ظاهر شد لقب بانوی اکسیژن را کسب کرد . در سال های اخیر او به عنوان دختر دوست داشتنی و به خاطر چهره فرشته گونه اش قلب خیلی از طرفدارن را تسخیر کرده است . محبوبیت او در کشورهای آسیای شرقی به خاطر ایفای نقش در درام محبوب کره ای در نقش یانگوم بسیار افزايش يافت.

...(ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 13:45  توسط شباهنگ  | 

به آینه نگاه می کنم.نگاهم فرق کرده.دقیق می شوم.تو نگاهم خشم و نفرت موج میزنه. دستمو به صورتم  می کشم .زبری صورتم را  احساس می کنم.تیغو بر می دارم. طوری صورتمو اصلاح می کنم انگار دارم خیار پوست می کنم. احساس نفرت تو وجودم رخنه کرده.از گوشه صورتم خون جاری میشه اهمیتی نمیدم چون می دونم  انعقاد خونم زیاد نیست به این زودیها  خون بند نمیاد.  ادامه میدم..زیر چشای خمارم سنگینی عجیبی احساس می کنم از نگاه ها خسته ام. سعی می کنم  توجهمو به موزیکی که گذاشته ام جلب کنم. صدا صدای فرهاد: 

یه شب مهتاب ماه میاد تو خواب   منو می بره از توی زندون  مثل شب پره با خودش بیرون

می بره اونجا که شب سیاه     تا دم سحر شهیدان شهر  با فانوس خون جار می کشند

تو خیابونا سر میدونا  :  عمو یادگار   مرد کینه دار مستی یا هوشیار خوابی یا بیدار

تیغو می زارم کنار و و با حالتی از خشم و نفرت نسبت به اکثر آدمایی که می شناسم فریاد می کشم  و با فرهاد می خونم :

مسیتم و هوشیار  شهیدان شهر  خوابیم و بیدار شهیدان شهر

آخرش یه شب ماه میاد بیرون     از سر اون کوه بالای  دره روی این میدون     رد می شه خندون

 یه شب ماه میاد..

دستمو به صورتم می کشم از زبری صورتم چیری باقی نمونده. به آینه نگاه می کنم.در حالیکه از دبدن خودم احساس رصایت می کنم در و می بندم و  به اهل خانه که جز من کسی نیست می گم :

 خوب کار ما تموم شده کسی نمی خواد بره دست به آب!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 14:2  توسط شباهنگ  | 

آن شنیدستی که در کاشان شبی            زد به شیخی جرار عقربی

صبح روز بعد عقرب مرده بود                     شیخ آن را جای میگو خورده بود!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 11:27  توسط شباهنگ  | 

اگه فکر می کنی هیچ کسی بهت دیگه نگاه نمی کنه اگه فکر می کنی تنهایی  اگه فکر می کنی قلبت شکسته  اگه فکر می کنی زندگی سخت شده  اگه می خوای تو ما تحت همه چوب فرو کنی (وای چه کار بدی) اگه از بدبختی کارت صبح تا شب این شده که دست کنی تو سوراخ دماغت مجسمه دوست و دشمناتو ترسیم کنی!

 اگه  به هر کی می گی سلام جای جواب میگه :چاقال برو رد کارت!. اگه وقتی  به جای اینکه  جعبه ابزار بزاری پشت اون گاریت ببخشید پرایدت میگی "درین درین کارت امداد خودروی سایپا" اگه از زور بیکاری میری ۱۵ ملوان انگلیسیو  گروگان می گیری اگه قبل از سال تحویل جای سلام بر زرتشت یا سلام بر کوروش کبیر می گی سلام بر ابراهیم نبی! ( ساعت ۲۲.۳۰برنامه مژده بده کانال سه)اگه هر ۱۵ عضو شورای امنیت با اکثریت آرا رای برامون صادر می کنن اگه به خیالمون دنیا جز ۴ تا کشور نا چیز(آمریکا-انگلیس-فرانسه-آلمان) که اصلا کسی اینارو آدم حساب نمی کنه بقیه با ما پسر خاله هستن.اگه روسیه و چین هم تو زرد از آب دراومدن.اگه شباهنگ زیاد زر می زنه

.اگه بخور بخواب کارته الله نگهدارته.اگه از اینکه تا چند وقت دیگه بنزینو سهم بندی می کنن و تو دیگه مثل سابق نمی تونی ..چرخ بزنی تو خیابونا مثل انار آب لمبو مچاله و فسرده شدی. اگه دلت برا نوشته های شلم شوربا تنگ شده اگه افسوس اینو می خوری که چرا تو مسابقه مردان آهنین شرکت نکردی آخه حتما اول می شدی! اگه باز تو این فکری که از هفته بعد باید دوباره بری توی اون لونه مرغ منظورم دانشگاته و وقتی اون لونه مرغو با زایشگاه قبلی منظورم دانشگاهه قبلیته مقایسه می کنی اشکات جاری می شه.اگه از عالم و آدم ناراحتی .با همه این مسایل شباهنگ بدبخت حاضر یه فرصت دیگه بهت بده   که از نو شروع کنی  و دوباره خودت اثبات  کنی. می دونم که حاضری و  می دونم که چی کار می کنی .آره درست حدس زدم. حتی نباید یکی از موهات کم بشه. می دونم از شامپوی ایوان استفاده می کنی کچل خان

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 1:53  توسط شباهنگ  |