ماهی شده بود باورش : تور اگه بندازن سرش ـ می شه عروسه ماهیها
ـ شاه ماهی می شه همسرش
ماهی باورش نبود تور اگه بندازن سرش ـ نگاه گرم ماهیگیر میشه نگاه آخرش !!!!

میزی برای کار کاری برای تخت تختی برای خواب خوابی برای جان جانی برای مرگ
مرگی برای یاد یادی برای سنگ
این بود زندگی
"حسین پناهی"
...هوا بس ناجوانمردانه سرد است
...
سلامت را نمی خواهند پاسخ
هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان نفسها ابر دلها خسته و غمگین
درختها اسکلتهای بلورآجین
زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه
غبارآلوده مهر وماه
زمستان است.
"اخوان ثالث"