یه اسكين وينمپ با شكل آنجلينا جولي ميذارم. . حجمش كمه كافيه بعد دانلود روش كليك كنيد تا شكل وينمپ مطابق شكل پايين بشه

وارد صفحه ديگري شده روي download file كليك كنيد. حجم فقط ۲۲۲كيلو بايت
بچه اول آنجلینا جولی با برد پیت .
یه عکس از دایی و همسرش.
شکار چی تمساح کشته شد.( این خبر یه کم قدیمیه)
روی ادامه مطلب کلیک کن.
........به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روز.. می میرم از پا می افتم....
........به تو گفتم خودمو می کشمو پر میزنم تو آسمونا.......
بگو گفتم یا نگفتم............
......به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات........چشاتم تنهام گذاشتن...
.......حالا من موندم و اشک و بغض و آه و عکس پاره ی تو و من
بگو گفتم یا نگفتم............
....... مگه بت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره
......حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره
.......دیگه جون نداره دستام آخر قصه رسیده
.......عطر تو مثل نفس بود واسه این نفس بریده

با یک شکلات شروع شد.من یک شکلات گذاشتم توی دستش او یک شکلات گذاشت توی دستم. من بچه بودم او هم بچه بود. سرم را بالا کردم سرش را بالا کرد.دید که مرا می شناسد .خندیدم و گفتم:"دوستیم؟" گفت: "تا کجا" گفتم : دوستی که تا ندارد." گفت : " تا مرگ" خندیدم و گفتم :"من که گفتم تا ندارد!" گفت:" باشد تا پس از مرگ!" گفتم:" نه نه نه تا ندارد" گفت :"قبول تا آنجا که همه دوباره زنده می شوند یعنی زندگی پس از مرگ.باز با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشد من و تو با هم دوستیم." خندیدم و گفتم :"تو برایش تا هر جا که دلت می خواهد یک تا بگذار.اصلا یک تایش از سر این دنیا تا آن دنیا .اما من اصلا تا نمی گذارم." نگاهم کرد .نگاهش کردم.باور نمی کرد.می دانستم او می خواست حتما دوستیمان تا داشته باشد. دوستی بدون تا را نمی فهمید.
.........

مرا به من بگذارید.......به خویشتن بگذارید
مگر چه بود محبت ............که سنگ سنگش را............ به سر زدم با شوق
من از هجوم هجاهای عشق می ترسم..................امید بیهوده است
قسم به دشت .....به برگ سبز درختان ......به سبزی گلگشت.....به روح سبز گیاهان
......که بر نخواهم گشت
مرا به خود بگذارید...........مرا به خاک بسپارید
کسی؟!.................نه هیچ کسی را دگر نمی خواهم
سپاس دست صبوحی...صفای می خواران.........خوشا شراب شبانه............ترنم باران
گلی برای کبوتر ..........گلی برای بهار ..........گلی برای کسی که
.......مرا صدا می زند.
"حمید مصدق"
...نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود
...چگونه سایه سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود..........
..........نگاه کن............ تمام هستی ام خراب می شود
..شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج می برد مرا به دام می کشد..........نگاه کن..
..تمام آسمان من پر از شهاب می شود
........تو آمدی زدورها و دورها ..ز سرزمین عطرها و نورها
.........نشان ده ای مرا کنون به زورقی ز آجها ز ابرها بلورها
.......مرا ببر امید دلنواز من ببر به شهر شعرها و شورها
.......به راه پرستاره می نشانیم فراتر از ستاره می کشانیم......... نگاه کن
....... من از ستاره سوختم .. لبالب از ستارگان تب شدم
........چو ماهیهای سرخ رنگ ساده دل ستاره چین برکه های شب شدم
.........چه دور بود پیش از این زمین ما ..به این کبود غرفه های آسمان
........کنون به گوش من دوباره می رسد صدای تو ..صدای بال برفی فرشتگان
......نگاه کن که من کجا رسیده ام... به کهکشان به بیکران به جاودان
......کنون که آمدیم تا به اوج ها ..... مرا بشوی با شراب موج ها
..... مرا بپیچ در حریم بوسه ات
..... مرا بخواه در شبان دیرپا
..... مرا دگر رها مکن ...........مرا از این ستاره ها جدا مکن
فروغ فرخزاد
دکلمه این شعر با صدای زیبای خسرو شکیبایی
خواندن قسمتی ازوصیت نامه پادشاه بزرگ ایران زمین داریوش بزرگ که خطاب به پسرش خشایارشاه که جانشین او خواهد شد خالی از لطف نیست. اینکه بدانیم در زمان های بسیار دور عقیده این مرد ایرانی چه بوده مطمئانا هر ایرانی را شگفت زده می کند وپیش از پیش به ایرانی بودن خود افتخار خواهیم کرد.
"اینک که من از دنیا می روم بیست پنج کشور جزو امپراطوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران دارای احترام می باشند.
........
لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام , مستم
باز می لرزد دلم , دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام ای تیغ !
های ! نپریشی صفای زلفکم را , دست !
و آبرویم را نریزی , دل !
لحظه دیدار نزدیک است.
ارنست چه گوارا در ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ در آرژانتین زاده شد.در ۱۹۵۳ از مدرسه پزشکی فارغ التحصیل و سپس راهی سفر به دیگر کشورهای آمریکا شد.در ۱۹۵۴زمانی که در گواتمالا بود با پشتیبانی از حکومت جاکوب آربنز (Jacob Arbenz) که منتخب مردم بود قدم به عرصه مبارزات سیاسی گذاشت .آربنز در نتیجه........